پروفایل من
میلاد غریبی
تماس با من
یک حقیقت پنهان نویسنده: میلاد غریبی - ۱۳٩۳/۱٢/۱٦

دوستای خوبم سلام
امروز میخوام واستون در مورد سد کارون 3 صحبت کنم.تا حالا بهش فکر کردین؟؟؟اینکه کجاست و چرا ساختنش؟ آره ! خیلی از ماها فکر میکنیم که این سد واسه آبادانی کشور لازمه ،واسه اینکه بخوایم خودکفا باشیم، مردممون تو آسایش زندگی کنن و ... اما به چه قیمتی؟؟ به قیمت زیر آب رفتن بخشی ازسرزمینمون، نابودی چندتا روستا و خونه هاش و زمیناش،به قیمت بی قراری آدماش ، به قیمت زیرآب رفتن بخشی از تاریخمون...
   میخوام واستون در مورد یکی از این روستاها بگم .روستای "غریبی ها" که تو مسیر این سد هست،نه یعنی بود (چون الان زیره 100 متر آبه)زمین های کشاورزی خوبی داشت ،آب فراوون داشت مردمش هم برنج کاری و دامداری می کردن ،کلا زندگی خوبی داشتن واسه خودشون کاره ای بودن،راحت داشتن زندگی می کردن غم و غصه ی کار و غذا و این چیزا رو نداشتن هر کودومشون رویاهایی داشتن... تا اینکه وقت ساختن این سد میشه.آره همون سد کارونی که بلندترین سد ایرانه اما همین سد( که باعث افتخاره صنعت سد سازی_) زندگی آروم و بی دغدغه ی 600نفر آدم(که فقط تو روستای غریبی ها زندگی می کردن حالا بقیه ی روستاها بماند)رو گرفت همه ی زمین های کشاورزی رفتن زیر آب . درآمد مردم اونجا وابسته به همون زمینا و داماشون بود اما حالا بدون هیچ کار و سرپناهی باید از سرزمین آبا و اجدادیشون دل بکنن،اون زمینا اون خونه ها همشون از بین رفت،با آبش هم یه سرمایه دار شهرکرد ی یه پرورشگاه ماهی تو همون منطقه راه انداخته و مردم اون روستا...
   وقتی خواستن اون سد رو بسازن زمین های اون روستا رو با متری 1700تومان،خونه های نو متری40تومان و خونه های دیگه رو متری 20تومان خریدن و مردم اون روستا مجبور شدن که از سرزمینی که تمام عمرشون اونجا  زندگی کرده بودن دل بکنن و به شهرهای دیگه برن.
   خوب حالا اونا رفتن شهر...مردمی که تمام زندگی شونو با کشاورزی و دامداری چرخوندن حالا باید چی کار کنن؟!چطوری باید زندگی شونو بگذرونن؟!با کودوم پول،توی کودوم خونه و کجای اون شهر باید زندگی کنن؟!اصلا جایی هست؟!! بیشتر اون روستایی ها رفتن ایزه بعضی ها شون هم زاغه نشین شدن و رفتن دنباله کارگری...
   بعد از یه مدت آبادگرای محترم سرزمین ایران تصمیم گرفتن که یه منطقه رو به مردمی که از روستا اومده بودن بدن تا اونجا خونه بسازن و زندگی کنن به هر کدومشون هم 5میلیون تومان وام روستایی واسه ساختن خونه دادن.خوب خونه ها ساخته شدند حالا وقتشه که اون وام رو برگردونن اما با کودوم پول؟؟!!! اونا که درآمدی ندارن ! کار ندارن! از کجا باید پول بیارن و این وام رو پس بدن؟!!!!!!!
   خوب همه این ها یه طرف،شمایی که داری این داستان رو میخونی، حاضری خونه و شهری که از بچگی توش بزرگ شدی و کلی باهاش خاطره داری رو بفرستنش زیره 100متر آب و دیگه هرگز نبینیش حتی دیگه جایی نباشه که خاطراتتو یادت بندازه. چه حسی داری حتی گورستان خاطراتتم نمیبینی؟! چه حسی داری وقتی شب تو خونه ات نشستی یهو سد رو آبگیریش میکنن و آب بالا میاد و شما فقط میتونی خودتو نجات بدی و تمام زندگیت جلو چشات میره زیره آب...
   خوب حتما با خودتون میگید اون سد کلی در آمد داره و مردم اون روستاها کلی پول گیرشون میاد اما نه،از این خبرا  نیست. آره اون سد درآمد داره اما کجاست و تو جیب کی میره؟! انو دیگه خدا میدونه...
   اینا رو واسه کسایی مثل خودمون گفتم، که داریم پوزه خود کفایی و پیشرفت و این چیزا رو میدیم،یکم بیدارشیم و بببینیم که چه بلایی داره سرمون میاد؟!!!* چه قدر خوبه که وقتی به چیزی میرسیم به این فک کنیم که در ازای اون از چه چیزایی گذشتیم؟!!*

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر